یادمه یه بار تو یه وبلاگ زوج مذهبی خونده بودم که می گفتن در دوران مجردی خیلی دلشون می خواست که نماز شب بخونند اما گرفتن وضو و ...باعث بیدار شدن خانوادشون می شده و با خودشون می گفتن اگر ازدواج کنند و برن خونه بخت ،می تونند هرشب نماز بخونند،ولی الان که ازدواج کردند انقدر سرشون شلوغ و خسته هستند که توانی ندارند 1 خوندن نماز شب ،یه روزایی با خودم فکر می کردم اگر اتاق تکی داشته باشم چه کارها که نخواهم کرد،الان اوضاع اتاق و خونه بعد از رفتن خواهر هیچ تغییری نکرده و من از نظر روحی بدتر شدم.فکر کنم تمام اون لذت نماز شب به همون تلاش و یواشکی خوندن و اینکه دیگران بیدار نشن بوده و گرنه نماز شب در فراغ بال اصلا مزه ای نداره.
برچسب:
نویسنده: کسری یزدانی